تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


٠١:٥٧  

دلم ميخواد یه نفر باشه كه موقع دلقك بازی درآوردن من یهو محكم بغلم كنه بگه میدونم دلت گرفته! اشكالی نداره الان میتونی ول كنی اشكاتو كه آروم بشی. یكی كه هی پا پیچم نشه كه وای چرا گریه میكنی یا بخواد سین جیمم كنه كه اِلا و بلا بگو چی شده. یكی كه وقتی گریم تموم شد و خندیدم اونم بدون هیچ سوالی بخنده و اصلا به روی خودشم نیاره كه من همونی ام كه چند دقیقه پیش تو بغلش گریه میكردم.
‎
+ دلم ميخواد جمعه برم فیلم Loving رو ببینم ولی فك كنم باید تنهایی برم

ادامه مطلب  

بابا لنگ دراز  

گاهی احساس می کنم چه قدر ضعیفم یا شاید احساس می کنم که چه قدر دنیا برای ساز مخالف زدن با من قویه .یعنی اگه هر کاری بکنم که باور کنم باید روز تولدم بهترین روز زندگیم باشه سرنوشت بهم می گه اخه بزغاله تو کی باشی که بخای برای کاعنات تعیین تکلیف کنی ؟؟تو که اگه همین الانم نفست قطع شه و بمیری هیچ اتفاقی نمی افته فردا خورشید دوباره در میاد .مردم از خواب بیدارمیشن .ساختمان ها ساخته می شن ..جراحی ها انجام می شن ..درخت ها گل میدن ..آخه نبود تو به کجای دنیا بر

ادامه مطلب  

دلم تاب و سرسره ميخواد! قل ميخواد!!  

صبح خواب دیدم دارم از یه جاى شیب دار سر میخورم و قل میخورم پایین و انقدر این حس برام خوب و شیرین بود كه هوس كردم برم پاركى ،جایى گیر بیارم كه فضاى سبز شیب دار داشته باشه و بعد قل بخورم پایین...و اینكه بعضى آدما خیلى بى انصاف و خرن و پرتوقع!!اگه بخوام برا روزام كلیدواژه بذارم برا امروز میشه : اردیبهشتى مشنگ،مبارك آباد كشكى،سرسره...و براى دیروز :دهات، نوك قله،قبرستون،شیرین گندمك!!******به آهى میتوان دل را ز مطلب ها تهى كردنكه یك قاصد براى بردن صد نام

ادامه مطلب  

دلم تاب و سرسره ميخواد! قل ميخواد!!  

صبح خواب دیدم دارم از یه جاى شیب دار سر میخورم و قل میخورم پایین و انقدر این حس برام خوب و شیرین بود كه هوس كردم برم پاركى ،جایى گیر بیارم كه فضاى سبز شیب دار داشته باشه و بعد قل بخورم پایین...و اینكه بعضى آدما خیلى بى انصاف و خرن و پرتوقع!!اگه بخوام برا روزام كلیدواژه بذارم برا امروز میشه : اردیبهشتى مشنگ،مبارك آباد كشكى،سرسره...و براى دیروز :دهات، نوك قله،قبرستون،شیرین گندمك!!******به آهى میتوان دل را ز مطلب ها تهى كردنكه یك قاصد براى بردن صد نام

ادامه مطلب  

داخل حباب تاریک ...  

سلام ...
اینجا بارون اومد ...خیلی نرم نرمک ...رفتیم برای فنچولم تخت 
ببینیم... دلم عجیب گرفته ... دچار افسردگی شدید شدم ...
از خودم خسته شدم ...خواهش میکنم نگین طبیعی هست ...
همه هستن ... ولی من تنهام ... تنهایی از نوع عجیب ... دلم 
برای خیلی چیزا تنگ شده...دلم یه مسافرت ميخواد که تا اخر 
عمرم طول بکشه ...دلم سکوت ميخواد ...دلم ارامش ميخواد ...
دلم ميخواد گاهی گم بشم... میخوام توی هیاهوی انسان های
عاقل سکوت کنم وگم بشم... با خودم ... میخوام تموم بشم ...
یه بغل میخوام بز

ادامه مطلب  

داخل حباب تاریک ...  

سلام ...
اینجا بارون اومد ...خیلی نرم نرمک ...رفتیم برای فنچولم تخت 
ببینیم... دلم عجیب گرفته ... دچار افسردگی شدید شدم ...
از خودم خسته شدم ...خواهش میکنم نگین طبیعی هست ...
همه هستن ... ولی من تنهام ... تنهایی از نوع عجیب ... دلم 
برای خیلی چیزا تنگ شده...دلم یه مسافرت ميخواد که تا اخر 
عمرم طول بکشه ...دلم سکوت ميخواد ...دلم ارامش ميخواد ...
دلم ميخواد گاهی گم بشم... میخوام توی هیاهوی انسان های
عاقل سکوت کنم وگم بشم... با خودم ... میخوام تموم بشم ...
یه بغل میخوام بز

ادامه مطلب  

تهوع  

احساس گه عن تهوع آور خون آلوده عنییییییی دارم در این حد که دلم ميخواد کلمو صد بار بزنم تو در و دیوارحالم از همه چی و همه کس ببهم میخوره دوست دارم انگشت کنم تو دهنم هرچی خوردم بالا بیارم اصلا دلم ميخواد صد سال غذا نخورم دلم ميخواد هرچی دم دستمه بشکنم حالم ازت بهم میخوره تو یه کثافتی اشغالی کاش من نبودم آره تا حالا به این فکر کردم که من نبودم اونوقت زندگی تخمی لجن آشغال حرومزاده تو چطوری بود و لعنت به پدر و مادرت و هفت جدت از بیزارم تو یه هرزه بدک

ادامه مطلب  

يك دو سه حس زيباي زندگي از نو ...  

صبح جمعه زیبا، هوای ملس شیراز  پس از باران 
بعد یك پیاده روی  طولانی در جاشیه رودخانه خشك ...
حس زندگی كه من این روزها از ان سرشارم برگشتم به ارامش چهار سال پیش با اندكی تجربه كه این یعنی  می توانی از چهار سال پیشت هم بهتر بشوی .
نه اینكه چاله چوله و دست انداز و بالا و پایین نباشد نه ...:این چالشها خود زندگست ولی  من یاد گرفته ام برای خواسته های درست و منطقیم بجنگم  بروم زحمت بكشم . برای چیزی كه می خواهم . ...چه ببرم چه ببازم سرم را بالا بگيرم خفیفانه

ادامه مطلب  

ای دل بی قرار  

فک کنم فقط به این دلم بدهکار نیستم اخه هر چی ميخواد نه نمیتونم بگم واس اینم هس که انقد حالم خوبه ، دیروز دلم گف یه سر وبلاگش بزن شاید چیز خوبی باشه گفتم نه ولی بعد یادم اومد خیلی وقتا دلم راس گفته .رفتم وبلاگش عنوانشو دیدم گفتم اه بیربطه و اومدم بیرون بعد دلم گف دوباره برو بخون این دفعه رفتم کامل خوندم اخرش خوندم که ميخواد بعضیارو ببخشه و از اون بهتر داره به خودش اشتباه میگیره و مشکلات رو فقط از بقیه نمیدونه این یعنی شهره خوب.
خواستم کتابی که گ

ادامه مطلب  

مهجور در دنیا و آخرت ...  

میدونی ،
آدما یه وقتایی خیلی بد دلشون میگیره.
حالا یا از خودشون و کاراشون ، یا از خودشون و دنیاشون ، یا از خودشون و عقبی شون ، یا از خودشون و آدما.
بیشتر از خودشون.....
 
خیلی بده که دلت از خودت بگیره .
خیلی بده .....
 
پ.ن:دلم یه جور مزخرفی هیچ کیو نميخواد ولی ميخواد همه باشن.
پ.ن:وقتی میگم ادم مزخرف , منظورم توهین به اون ادم نیست. توهین به نوع عقایدشه....
ولی ببخشید که عذر خواهی نکردم. دنیا برعکس شده.
پ.ن:هیچ حسی ندارم . فقط دلم ميخواد یه خواب ابدی داشت

ادامه مطلب  

مهجور در دنیا و آخرت ...  

میدونی ،
آدما یه وقتایی خیلی بد دلشون میگیره.
حالا یا از خودشون و کاراشون ، یا از خودشون و دنیاشون ، یا از خودشون و عقبی شون ، یا از خودشون و آدما.
بیشتر از خودشون.....
 
خیلی بده که دلت از خودت بگیره .
خیلی بده .....
 
پ.ن:دلم یه جور مزخرفی هیچ کیو نميخواد ولی ميخواد همه باشن.
پ.ن:وقتی میگم ادم مزخرف , منظورم توهین به اون ادم نیست. توهین به نوع عقایدشه....
ولی ببخشید که عذر خواهی نکردم. دنیا برعکس شده.
پ.ن:هیچ حسی ندارم . فقط دلم ميخواد یه خواب ابدی داشت

ادامه مطلب  

 

باید کم کم یاد بگيرم
پاک کردنو
خط زدنو
عکساتو
خاطراتتو
این دو سال زندگیمو
باید یاد بگيرم وابسته نشم
چرا نمیفهمم من یه جا موندنی نیستم؟
باید یاد بگيرم فراموش کنم گذشتمو اگه میخام بسازم آیندمو
خط بزن لعنتی
پاک کن
اصن پاشو همین حالا جمع کن برو
چرا واست مهمه اشکاش؟
چرا مهمه حالش وختی مهم نیس حالت؟
نکنه اونم فقط خودشه که واسه خودش مهمه؟
آخه عوضی اگه اینجوریه پس اونی که شبا حال بدمو با نوازش موهام خوب میکرد کی بود؟
آخه اگه من برم کی دیگه روت غیرتی

ادامه مطلب  

the fault in our stars  

فکر کنم نیم ساعت گذشته و من هنوز موفق نشدم جلوی گریه ام رو بگيرم.
بهتون میگم چرا، اما با قول بدین که نمیخندین!قول دادی ها!
اما
من دارم برا فیلم the fault in our stars گریه میکنم،برای همه ی ادم هایی که هرگز نخواستن سرطان داشته باشن و دارن...
خب،فکر کنم حتما کتابش رو باید بگيرم،فکر کنم تا چند ماه بتونم توی جوش باقی بمونم...
پیشنهاد میکنم حتما فیلمش رو ببینید،حتما.
جمله ای از فیلم:"تو این قدرتُ نداری که انتخاب کنی آسیب ببینی یا نه،ولی میشه انتخاب کرد که کی با

ادامه مطلب  

the fault in our stars  

فکر کنم نیم ساعت گذشته و من هنوز موفق نشدم جلوی گریه ام رو بگيرم.
بهتون میگم چرا، اما با قول بدین که نمیخندین!قول دادی ها!
اما
من دارم برا فیلم the fault in our stars گریه میکنم،برای همه ی ادم هایی که هرگز نخواستن سرطان داشته باشن و دارن...
خب،فکر کنم حتما کتابش رو باید بگيرم،فکر کنم تا چند ماه بتونم توی جوش باقی بمونم...
پیشنهاد میکنم حتما فیلمش رو ببینید،حتما.
جمله ای از فیلم:"تو این قدرتُ نداری که انتخاب کنی آسیب ببینی یا نه،ولی میشه انتخاب کرد که کی با

ادامه مطلب  

به پل بند ...  

 
به پلبند می روم گندم بکارم              خبر از دختر بیگم بیارم
به ضق چیشکای دوست و دشمن                طنو و تیشه و هیزم بیارم
**********
به پلبند می روم مِندَو بکارم               خبر از خوهَر خسرو بیارم
هزاران دوست و دشمن در کمین اند          گل پژمرده را اِشطَو بیارم؟
**********
به پلبند می روم که نان بیارم              خبر از خوهَر رحمان بیارم
خبر از خوهَر رحمان چی باشه                    مُرُم که زیره از کرمان بیارم
**********
به پلبند می روم ش

ادامه مطلب  

به پل بند ...  

 
به پلبند می روم گندم بکارم              خبر از دختر بیگم بیارم
به ضق چیشکای دوست و دشمن                طنو و تیشه و هیزم بیارم
**********
به پلبند می روم مِندَو بکارم               خبر از خوهَر خسرو بیارم
هزاران دوست و دشمن در کمین اند          گل پژمرده را اِشطَو بیارم؟
**********
به پلبند می روم که نان بیارم              خبر از خوهَر رحمان بیارم
خبر از خوهَر رحمان چی باشه                    مُرُم که زیره از کرمان بیارم
**********
به پلبند می روم ش

ادامه مطلب  

دلم میخادشکل خودم باشم....  

وقتی میرم رژ لب بخرم دلم ميخواد صورتی‌ترین یا 
قرمزترین  رژ لب رو بزنم، اما معمولا میرم سمت یه رژ مات که بشه تو مهمونی خانوادگی و بیرونم زد!
وقتی میخوام آرایش کنم، دلم ميخواد پشت پلکم سایه بزنم، اما مثل همه، فقط یه ریمل میزنم!
دلم ميخواد موهامو یه رنگ هیجان‌انگیز بکنم، اما حیف نباید......
انقدر دوست دارم با مانتوی سفید وشال قرمز  برم تو خیابون اما همه مانتوهام ساده با رنگهای معمولا سردن!
به خود من باشه، هوس دارم وسط خیابون بدوم و آواز بخونم و

ادامه مطلب  

دلم میخادشکل خودم باشم....  

وقتی میرم رژ لب بخرم دلم ميخواد صورتی‌ترین یا 
قرمزترین  رژ لب رو بزنم، اما معمولا میرم سمت یه رژ مات که بشه تو مهمونی خانوادگی و بیرونم زد!
وقتی میخوام آرایش کنم، دلم ميخواد پشت پلکم سایه بزنم، اما مثل همه، فقط یه ریمل میزنم!
دلم ميخواد موهامو یه رنگ هیجان‌انگیز بکنم، اما حیف نباید......
انقدر دوست دارم با مانتوی سفید وشال قرمز  برم تو خیابون اما همه مانتوهام ساده با رنگهای معمولا سردن!
به خود من باشه، هوس دارم وسط خیابون بدوم و آواز بخونم و

ادامه مطلب  

بزار تقاص سقوطم و از خودم بگیرم  



ادامه مطلب  

 

دلم گم شدن ميخواد.یه طولانیش رو !
انقدر سرگردون و حیرون باشم که بیخیال شم و یادم بره دنبال کدوم صحن میگشتم.تصمیم بگيرم همینجا منتظر بمونم
چندین ساعت رفت و امد هارو تماشا کنم
سرا پا گوش باشم به صدای تلاوت قران ،آدمایی که به آشناهاشون زنگ میزنن و گوشیاشون رو رو به حرم میگیرن و ازشون میخوان تا حرفاشون رو بزنن ،به صدای سر خوردن کفشا رو کاشیا به صدای کفترا.
انقدر منتظر بمونم تا بیای دستمو بگیری بهم بگی" یکم صبر کن من اونی که دنبالش می گردی رو میشنا

ادامه مطلب  

ماسه و موج!  

کتاب خاطرات گیشا بیشتر از اون که خودش منو مشغول کنه،چیزایی از خودمو خیلی اتفاقی یادم اورد که خیلی وقت بود فراموششون کرده بودم.
مخصوصا جایی که از پیرزن حرافی گفت و نمیدونم چرا باعث شد من در عرض چند لحظه یاد اون روزی افتادم که دوستم توی سلف بهم گفت:شبیه پیرزنایی میمونی که از بغل هر کی رد میشن میشناسنش و وامیستن و یک ساعت باهاشون حرف میزنن..ولی من امروز اصلا دیگه شبیه اون پیرزن حراف نیستم.انقدر کم حرف شدم که وقتی هم مبخوام چیزی بگم باید صدامو صاف

ادامه مطلب  

ماسه و موج!  

کتاب خاطرات گیشا بیشتر از اون که خودش منو مشغول کنه،چیزایی از خودمو خیلی اتفاقی یادم اورد که خیلی وقت بود فراموششون کرده بودم.
مخصوصا جایی که از پیرزن حرافی گفت و نمیدونم چرا باعث شد من در عرض چند لحظه یاد اون روزی افتادم که دوستم توی سلف بهم گفت:شبیه پیرزنایی میمونی که از بغل هر کی رد میشن میشناسنش و وامیستن و یک ساعت باهاشون حرف میزنن..ولی من امروز اصلا دیگه شبیه اون پیرزن حراف نیستم.انقدر کم حرف شدم که وقتی هم مبخوام چیزی بگم باید صدامو صاف

ادامه مطلب  

578  

شنبه پیش بود...بهش اس دادم که دلم پیتزا ميخواد.گفت اخر هفته میبرمت بخوری داشتم از دانشگاه میومدم تو زیر گذر ولیعصر تند تند راه میرفتم هدفون توگوشم بود و اهنگ گوش میدادم گفتم اگر من مرد بودم زنم بهم میگفت دلم پیتزا ميخواد الان که دارم میرم دنبالش میخریدم میبردم البته که زاگ این کار نمیکنه اما اگر بکنه مرد من اینکار من خیلی خوشحال میشم رفتم مترو کلاهدوز در باز کردم رو صندلیم ی پیتزا بود.چه کیفی داد اون لحظه مرسی عشقم مرسی بابت همه چی
عاشقتم

ادامه مطلب  

578  

شنبه پیش بود...بهش اس دادم که دلم پیتزا ميخواد.گفت اخر هفته میبرمت بخوری داشتم از دانشگاه میومدم تو زیر گذر ولیعصر تند تند راه میرفتم هدفون توگوشم بود و اهنگ گوش میدادم گفتم اگر من مرد بودم زنم بهم میگفت دلم پیتزا ميخواد الان که دارم میرم دنبالش میخریدم میبردم البته که زاگ این کار نمیکنه اما اگر بکنه مرد من اینکار من خیلی خوشحال میشم رفتم مترو کلاهدوز در باز کردم رو صندلیم ی پیتزا بود.چه کیفی داد اون لحظه مرسی عشقم مرسی بابت همه چی
عاشقتم

ادامه مطلب  

چمه  

شب كه میشه ضربان قلبم شروع میشه استرس تمام جونم رو می گیره و نفسم در نمیاد بی خوابی می زنه به سرم و تا دم دمای صبح عین جغد بیدارم
دلم می خواد گریه كنم شاید آروم بگيرم نمیشه؛دلم می خواد داد بزنم شاید نفسم مرتب شه؛نمیشه! بدجور كلافه ام؛ تمام تنم می لرزه؛انگار یك ترس و ناآرومی بدی افتاده به جونم
تا اینكه بالاخره بخوابم...بعدش كه بیدار شم هم سرگیجه و سوزش معده امونم نمیده؛
اینجا رو نبینید كه سراسر غر می زنم؛ تو دنیای واقعی حتی نزدیكترینهامم نمی دو

ادامه مطلب  

 

از یه جایی به بعد آدم سخت میشه دلش ميخواد مهربون باشه باور کنه اما یاد روزایی می افته که مهربون بوده باور کرده بوی تند حماقت میزنه زیر بینیش نمیشه که مثل سابق بشه، ميخواد که همه رو با یه چوب نزنه اما میزنه، میزنه که نخوره... از یه جایی به بعد یعنی درست از جایی که آدم دلش زخم میشه زبونش تلخ میشه... شایدم واسه آدم احساساتی از یه جایی به بعد باید اینجوری بشه نشه که نمیشه نمیشه که یکی یه عمر توو جاده خواب و خیال تخته گاز بره یه جا باید یه واقعیت سد راه

ادامه مطلب  

 

از یه جایی به بعد آدم سخت میشه دلش ميخواد مهربون باشه باور کنه اما یاد روزایی می افته که مهربون بوده باور کرده بوی تند حماقت میزنه زیر بینیش نمیشه که مثل سابق بشه، ميخواد که همه رو با یه چوب نزنه اما میزنه، میزنه که نخوره... از یه جایی به بعد یعنی درست از جایی که آدم دلش زخم میشه زبونش تلخ میشه... شایدم واسه آدم احساساتی از یه جایی به بعد باید اینجوری بشه نشه که نمیشه نمیشه که یکی یه عمر توو جاده خواب و خیال تخته گاز بره یه جا باید یه واقعیت سد راه

ادامه مطلب  

دغدغه های تازه  

پریشب جشن بازنشستگی یه آشنایی بود.خوب  بود ولی من با دوتا دغدغه روبرو کرد یکی اینکه من تو جشن بازنشستگی مامانم باید چیکار کنم حتما باید یه چیزی جور کنم برای پشت بلندگو... پسر اون آشنای مذکور برای باباش شعر گفته بود و اونو خوند.ولی من اصلا طبع شعر ندارم...
دوم اینکه آجیم چیکار کنه؟؟!!!! حتما که من تواین زمینه باید کمکش کنم.
تازه یه گروه موسیقی سنتی هم آورده بودن که دوباره داغ دلم تازه شد که چرا من هیچ وقت نتونستم برم موسیقی یاد بگيرم.راستش به شدت ب

ادامه مطلب  

دغدغه های تازه  

پریشب جشن بازنشستگی یه آشنایی بود.خوب  بود ولی من با دوتا دغدغه روبرو کرد یکی اینکه من تو جشن بازنشستگی مامانم باید چیکار کنم حتما باید یه چیزی جور کنم برای پشت بلندگو... پسر اون آشنای مذکور برای باباش شعر گفته بود و اونو خوند.ولی من اصلا طبع شعر ندارم...
دوم اینکه آجیم چیکار کنه؟؟!!!! حتما که من تواین زمینه باید کمکش کنم.
تازه یه گروه موسیقی سنتی هم آورده بودن که دوباره داغ دلم تازه شد که چرا من هیچ وقت نتونستم برم موسیقی یاد بگيرم.راستش به شدت ب

ادامه مطلب  

دلبر  

کز کردم گوشه ی اتاق،اهنگی توی گوشم میپیچه،اهنگی که حتی یه کلمش رو هم نمیشنوم...این که چند وقته هیچی ننوشتم مهم نیست...این که گلایل ارزو دزدی کرده و کتابشو چاپ کرده هم مهم نیست...این که مرد خاکستری کرمانشاهه هم مهم که...بیخیال اون. فردا شب قراره طولانی ترین شب سال باشه،فقط یه صدم ثانیه... و نه جشنی درکاره و نه حوصله ی جشنی رو دارم...
دلم ميخواد همین گوشه بشینم،همینجوری سرمو تکیه بدم به دیوار، بیخیال امتحانو ژوژمان کوفتیو استاد غرغروی کتک لازمو این

ادامه مطلب  

دلبر  

کز کردم گوشه ی اتاق،اهنگی توی گوشم میپیچه،اهنگی که حتی یه کلمش رو هم نمیشنوم...این که چند وقته هیچی ننوشتم مهم نیست...این که گلایل ارزو دزدی کرده و کتابشو چاپ کرده هم مهم نیست...این که مرد خاکستری کرمانشاهه هم مهم که...بیخیال اون. فردا شب قراره طولانی ترین شب سال باشه،فقط یه صدم ثانیه... و نه جشنی درکاره و نه حوصله ی جشنی رو دارم...
دلم ميخواد همین گوشه بشینم،همینجوری سرمو تکیه بدم به دیوار، بیخیال امتحانو ژوژمان کوفتیو استاد غرغروی کتک لازمو این

ادامه مطلب  

 

امروز گریه کردم اونم نه بخاطر خودم بخاطر .... 
امروز توی کلاس یکی از بچه ها عکس های عروسی و جهیزشو اورده بود داشتیم نگاه میکردیم استاد سر رسید پرسید قضیه چیه گفتیم هیچی عکس های عروسیه ....
بحث ازدواج و عروسی داغ شد هر کس یه نظری داشت از مشکلات اقتصادی و کار و چشم هم چشمی بگیر تا ......
یکی از بچه ها به شوخی گفت ما هم دلمون ميخواد کل کلاس خندید ولی یکی از پسرها حرف قشنگی زد گفت این خنده تلخ هممون بود الکی میگیم میخندیم ولی توی واقعیت بله دلمون ميخواد ا

ادامه مطلب  

570  

تولد عشق جان هم گذشت همه چی شد همون که میخواستم و به خواستهام عین همیشه رسیدم قشنگترین قسمت داستان زمانی بود که با خنده داشت فیلم کیک خوردنش تو سفره خونه نگاه میکرد من اون لحظه لذت بردم از نفس کشیدنم که خوشحالش کردم با وجود مصی و حدیث عزیزم  ...سفره خونه ملوس و خوشگوشت کیک شکلاتیت و اون شمعا که خاموش نمیشدن... ایشالاصد سال سایت بالا سرم باشه زندگی قشنگی برات بسازم هرسال خدا بهم توانایی بده تا بتونم ی ذره از محبتات جبران کنم میدونم خیلی کم و کاس

ادامه مطلب  

570  

تولد عشق جان هم گذشت همه چی شد همون که میخواستم و به خواستهام عین همیشه رسیدم قشنگترین قسمت داستان زمانی بود که با خنده داشت فیلم کیک خوردنش تو سفره خونه نگاه میکرد من اون لحظه لذت بردم از نفس کشیدنم که خوشحالش کردم با وجود مصی و حدیث عزیزم  ...سفره خونه ملوس و خوشگوشت کیک شکلاتیت و اون شمعا که خاموش نمیشدن... ایشالاصد سال سایت بالا سرم باشه زندگی قشنگی برات بسازم هرسال خدا بهم توانایی بده تا بتونم ی ذره از محبتات جبران کنم میدونم خیلی کم و کاس

ادامه مطلب  

187  

دیگه میخوام با رادیو قهر کنم... 
تنهایی هام رو التیام نمیده
دوست ندارم وقتی انقدر ترانه های محلی شاد پخش میکنه اونهم تو برنامه شبانگاهی.. 
از معیارهاشون سردرنمیارم... 
معیار آرامش جاش کجاست... 
دلم ميخواد قصه شب گوش کنم..
کاش میشد.. 

ادامه مطلب  

 

 من دروغ گفتم
من میمیرم تا ترمیم بشم
دستمو به کجا بگيرم تا بلند بشم
شبیه دخترک نفرین شده ی قصه ها شدم
شایدم خودشم ...
مطمعنم خودشم
خودشم
خودشم
 
امشب تو هم آسوده بخاب
من عادت دارم به این بی مهری هااا...
تو رو هم بخدا میسپارم
 
 
 
 

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1