تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

کی فکرشو میکرد بعد اونهمه انتظار و چهارسال دوری و تجربه ی یه عشق قشنگ،من الان شش ماه باشه که تهران باشم،نزدیک تو،کلاس زبانی رو برم که تو میرفتی،جایی قدم بذارم که تو عکسشو بهم دادی،اینهمه نزدیک باشم و تو...حتی ارزوی یه بار دیدنت روی دلم بمونه...تویی که برای دیدنم از تهران تا مشهد میومدی...چی شد یهو که دیگه دوسم نداری؟

ادامه مطلب  

 

کی فکرشو میکرد بعد اونهمه انتظار و چهارسال دوری و تجربه ی یه عشق قشنگ،من الان شش ماه باشه که تهران باشم،نزدیک تو،کلاس زبانی رو برم که تو میرفتی،جایی قدم بذارم که تو عکسشو بهم دادی،اینهمه نزدیک باشم و تو...حتی ارزوی یه بار دیدنت روی دلم بمونه...تویی که برای دیدنم از تهران تا مشهد میومدی...چی شد یهو که دیگه دوسم نداری؟

ادامه مطلب  

همه ی ما تو این بن بست گیر کردیم.  

خوب بالاخره که قراره عازم ...مثل ...بشیم.
آخ که هم خوشحالم هم ناراحت
خوشحال چون قراره یه آدم قوی بشم و ناراحت چون قراره از خونوادم جدا بشم.
درسته که بیشتر از 2 ساله که وضع همینه و میرم و میام اما نمیدونم همیشه اول ترم که میشه این حس لعنتی باهامه
به هر حال این بار قراره خودم رو ت مثل تغییر بدم .
این بار عاشق خودمم و همیشه از خودم و ارزش هام حمایت میکنم.این بار عزت نفس دارم و این بار ...
یه توصیه همیشه عاشق خودتون باشید

ادامه مطلب  

همه ی ما تو این بن بست گیر کردیم.  

خوب بالاخره که قراره عازم ...مثل ...بشیم.
آخ که هم خوشحالم هم ناراحت
خوشحال چون قراره یه آدم قوی بشم و ناراحت چون قراره از خونوادم جدا بشم.
درسته که بیشتر از 2 ساله که وضع همینه و میرم و میام اما نمیدونم همیشه اول ترم که میشه این حس لعنتی باهامه
به هر حال این بار قراره خودم رو ت مثل تغییر بدم .
این بار عاشق خودمم و همیشه از خودم و ارزش هام حمایت میکنم.این بار عزت نفس دارم و این بار ...
یه توصیه همیشه عاشق خودتون باشید

ادامه مطلب  

کاشکی بتونم  

این روزا افکارم پریشونه ...
فکر نمیزاره درست زندگی کنم و می ترسم از ضربه خوردن...
خدایا کمکم کن که درست زندگی کنم حتی اگه قراره تا اخر عمر تنها بمونه...
خدایا کمکم کن فکرمو کنترول کنمو بتونم در برابر حرف مردم مقاومت داشته باشمو زود باور نباشم...
خدایا خیلی دوست دارم...

ادامه مطلب  

روز عشق  

روز عشق
بهش ازاون حرفای قشنگ ک به من میزدی میزنی؟؟ 
قراره چی برات بخره؟؟
قراره چی براش بخری؟؟
ببینم اونم مثل من .....
اصلا ولش کن مهم نیس 
مهم نیس
فقط میخاستم بگم روز عشق دورادور مبارک 
از طرف کسی که هنوز نگرانته که سرمانخوری 
اون اهنگ یادته؟؟
هواسرده
تواین سرما یکی هست که نامرده

ادامه مطلب  

روز عشق  

روز عشق
بهش ازاون حرفای قشنگ ک به من میزدی میزنی؟؟ 
قراره چی برات بخره؟؟
قراره چی براش بخری؟؟
ببینم اونم مثل من .....
اصلا ولش کن مهم نیس 
مهم نیس
فقط میخاستم بگم روز عشق دورادور مبارک 
از طرف کسی که هنوز نگرانته که سرمانخوری 
اون اهنگ یادته؟؟
هواسرده
تواین سرما یکی هست که نامرده

ادامه مطلب  

برزخ  

موندن توو یه سری رابطه ها هیچ فایده ای نداره، فقط آدم در صد خریت خودشو میفهمه. 
اینکه یه آدم اون چیزی نیست که تو میخوای و باهاش میمونی فقط نشونه ی خریت خودته، میترسی که نباشه، میدونی که بودن و نبودنش هیچ فرقی برات نداره، هیچ فایده ای نداره، ولی باهاش میمونی، تلاش میکنی که بمونه و راضی باشه، بمونه که چی؟
از چی میترسی؟
این نبودنه هیچ چیز و عوض نمیکنه، این آدم آدم تو نیست، حواشیه تو باعث میشه بمونه. بودن نبودنت هیچ فرقی براش نداره، مثل قبلیا، که

ادامه مطلب  

برزخ  

موندن توو یه سری رابطه ها هیچ فایده ای نداره، فقط آدم در صد خریت خودشو میفهمه. 
اینکه یه آدم اون چیزی نیست که تو میخوای و باهاش میمونی فقط نشونه ی خریت خودته، میترسی که نباشه، میدونی که بودن و نبودنش هیچ فرقی برات نداره، هیچ فایده ای نداره، ولی باهاش میمونی، تلاش میکنی که بمونه و راضی باشه، بمونه که چی؟
از چی میترسی؟
این نبودنه هیچ چیز و عوض نمیکنه، این آدم آدم تو نیست، حواشیه تو باعث میشه بمونه. بودن نبودنت هیچ فرقی براش نداره، مثل قبلیا، که

ادامه مطلب  

یک روز خیلی خیلی معمولی  

یه روز تعطیل ارومه. ممول تعطیلی این هفته شو جا به جا کرده و امروز خونه ست. 
صبحونه رو تازه خوردیم . ممول و جانان دارن کتاب پارچه ای میخونن. 
من دارم چایی میخورم و  نت گردی.
باید اماده شیم خونه رو تمیز کنیم. با وجود جانان دیگه به برنامه هفتگی تمیز کاریم نمیرسم. 
اینم از یک روز تعطیل ما به طور خلاصه. 
کارایی که قراره بکنیم: گردگیری خونه. کتاب خونی. حموم با جانان. خرید برنج و دستمال کاغذی. شب هم آخرین قسمت نظم و قانون ، سریال مورد علاقه مون، رو میبینی

ادامه مطلب  

11  

بسم الله
سلام.دی ماه خیلی تولد داریم
ولی مهم اینه ک آدم یادش بمونه

ادامه مطلب  

كاش دل هم اثاث كشى داشت!!  

اثاث كشى یا اساس كشى هیچ فرقى نداره وقتى قراره از اول صبح تا آخرشب یه بند كار كنى.صبا وسایل جمع میكنیم و شبا تو دیوار و شیپور دنبال خونه...واقعا كار سختیه ،مستاجر بودن خیلى سخته مخصوصا تو تهران...*****شعر حال خوب كنى كه امروز ورد زبون فاطى بوددوست دارم رو تو به من كى میگى؟گمون كنم وقت گل نى میگى!!

ادامه مطلب  

روال عادی  

سلام... چه قدررر دلم تنگ شده بود... از امروز میریم رو روال دوباره... آزمون فرداست و فشار ها بعد اون نصف میشه دقیقا...مقالع ی زبان رو بیستم باید تحویل بدم اما هنوز یک خط هم ننوشتم ،فقط یه سری مطالب پراکنده جمع کردم...اما کم نمیذارم...مطمعنم. شاااید فردا بعد ازمون با بچه ها رفتیم بیرون .... قراره نزدیکه عیدی دو سه تا نرگس تازه بیاریم تو خونه به اصرار من...خانواده کلا گل و گیاهی نیستن...قراره اون چهارپایه قدیمیه مون هم بتونه و رنگ کنیم که نرگسامون جای خوب د

ادامه مطلب  

خدای را مددی ای رفیق ره تا من...  

خیلی حرف دارم واسه گفتن ولی سر دردم
خلاصه و مختصر میگم ک تاریخش بمونه فقط...
از 7/5 صب که رفتم بیرون الان رسیدم خونه ینی نزدیک 13 ساعت بیرون بودم شایدم بیشترررر
امروز جلسه خونه علم بودم واسه هماهنگی بازارچه... قبلش با ن.ص و م.د و ع.پ رفتیم یکم قدم زدیم و بعد که فهمیدم نیوشا نهار نخورده پیشنهاد دادم بریم یه فلافلی. وقتی رسیدیم اونجا هرچی گفتیم گفت نه ... ولی آخرش فهمیدم خانوم سه تا چیپس خورده بوده :((((( بعدشم رفتیم جلسه رو و با نیوشا برگشتیم.
راستی دیروز

ادامه مطلب  

خدای را مددی ای رفیق ره تا من...  

خیلی حرف دارم واسه گفتن ولی سر دردم
خلاصه و مختصر میگم ک تاریخش بمونه فقط...
از 7/5 صب که رفتم بیرون الان رسیدم خونه ینی نزدیک 13 ساعت بیرون بودم شایدم بیشترررر
امروز جلسه خونه علم بودم واسه هماهنگی بازارچه... قبلش با ن.ص و م.د و ع.پ رفتیم یکم قدم زدیم و بعد که فهمیدم نیوشا نهار نخورده پیشنهاد دادم بریم یه فلافلی. وقتی رسیدیم اونجا هرچی گفتیم گفت نه ... ولی آخرش فهمیدم خانوم سه تا چیپس خورده بوده :((((( بعدشم رفتیم جلسه رو و با نیوشا برگشتیم.
راستی دیروز

ادامه مطلب  

 

حس خوب ارامش
اخرین روزای مجردی هم داره میگذره
کی باورش میشه من و ارسی؟
خیلی سخته
همیشه عزیز میگفت اونی میشه ک نمیخوای
من واقعا نمیخواستم و حالا...
خیلی کم مونده
چی میشه؟
سخته بخوام ازین ازادی هام جدا شم
همه چی اکیه
اخره دیگ
حسابی میرم اینور اونور و خلاصه هرچی که قراره بعد مجردی انجامش ندم
رفیقام اومدن و مشهدن
همونروز میبینمشون
گریمور هم قراره سویل بیاد

ادامه مطلب  

درهم نوشت ...  

این هفته , هفته شلوغی بودش . به خاطر تولد آرمان و مشکلاتی که برامون پیش اومد از کارای پایان نامه عقب افتادم البته کم کاری خودمم این موضوع رو بیشتر به تاخیر انداخت ! به خاطر این هفته پیش طبق قراری که با استاد راهنما داشتم رفتم تهران و یه سری از کارا انجام شد و یه سری هم قراره انجام بشه !
چون مقصدم تهران بود پیش دکتر چشم پزشکمم رفتم که انقدر تو طول روز دوندگی داشتم که نزدیک بود خوابم ببره که ایشونم شروع کرد برام از سلامتی گفتن و اینکه هیچ چیز ارزش ا

ادامه مطلب  

101 .  

بعد نوشتن پست قبلی بعد گذشت یک روز ُ نصفی
بالاخره جواب همسری رو دادم و آشتی شدیم بماند که یه عالمه دلتنگش شدم
و هربار تماس میگرفت ذوقولی میشدم شدییید ولی جواب نمیدادم :)
و خبرررر اینکه
فردا میخوایم بریم خونه عشق،خونه آرزوها،خونه خودمون دوتا
خییییلی دوس داشتم اولینبار که خونه رو میبینم و پا توی خونه میذارم 
با همسرجان باشم و کلی کیف کنیم و چشامون برق بزنه
ولی حیف که همسر هنوز از ماموریت برنگشته و ماهم چهارشنبه میخوایم تهران بریم :(
با مامان م

ادامه مطلب  

خاطره آرتا جون  

پسره دوست بابام از تهران برای یه ماموریت کاری چند روزی اومده بود شیراز، قرار بود یه هفته بمونه،چون سرش خیلی شلوغ بود نتونست بیاد خونه ما تا دو روز قبل از رفتنش، زنگ زده بود صبح حدودای 8 به مامانم گفته بود که ظهر میاد خونه ما شبم میمونه و فرداشم که پرواز داشت دیگه تا قبل از پرواز پیش ما هست،منم دقیقا اون دو روز پشت سر هم کلاس نداشتم خدا رو شکر!و در خواب نازی به سر میبردم که بابام با یک عدد لیوان آب اومده بود بالای سرم،داشت آب میپاشید تو صورتم با

ادامه مطلب  

خاطره آرتا جون  

پسره دوست بابام از تهران برای یه ماموریت کاری چند روزی اومده بود شیراز، قرار بود یه هفته بمونه،چون سرش خیلی شلوغ بود نتونست بیاد خونه ما تا دو روز قبل از رفتنش، زنگ زده بود صبح حدودای 8 به مامانم گفته بود که ظهر میاد خونه ما شبم میمونه و فرداشم که پرواز داشت دیگه تا قبل از پرواز پیش ما هست،منم دقیقا اون دو روز پشت سر هم کلاس نداشتم خدا رو شکر!و در خواب نازی به سر میبردم که بابام با یک عدد لیوان آب اومده بود بالای سرم،داشت آب میپاشید تو صورتم با

ادامه مطلب  

خواهر متاهلم يك كار خوب در تهران پيدا كرده اما امكان اجاره خونه در تهران رو نداره  

سلام دوستان خوب جمع اسمانی
سوالم مربوط به خواهرمه, امیدوارم اینجا جای طرحش باشه واقعا.
خواهرم متاهله, فوق لیسانسشو از دانشگاه تهران همین چند وقت پیش گرفت, الان یه کار خوب تو تهران پیدا کرده و دوباره از شهرستان برای کار به تهران اومده اما مشکلش اینه که نه خونه داره, نه پولی برای رهن یه خونه ی هر چند کوچیک و نه اینکه همسرش

ادامه مطلب  

خواهر متاهلم يك كار خوب در تهران پيدا كرده اما امكان اجاره خونه در تهران رو نداره  

سلام دوستان خوب جمع اسمانی
سوالم مربوط به خواهرمه, امیدوارم اینجا جای طرحش باشه واقعا.
خواهرم متاهله, فوق لیسانسشو از دانشگاه تهران همین چند وقت پیش گرفت, الان یه کار خوب تو تهران پیدا کرده و دوباره از شهرستان برای کار به تهران اومده اما مشکلش اینه که نه خونه داره, نه پولی برای رهن یه خونه ی هر چند کوچیک و نه اینکه همسرش

ادامه مطلب  

تو که باشی همه دنیا شبیه آرزو میشه  

امشب قراره ریحانه بیاد تهران .خیلی خوشحالم اصلا انگار دل تودلم نیست .دارم بال در میارم ..واقعا هیچ دوستی به اندازه ریحانه برام خواهر نبوده..و هیچ خواهری تو دنیا مثل ریحانه دوست نیست ..
ساعت یازده می رسه ..هی ساعتا رو می شمارم ..تا برسه ..
خدایا مرسی که روز تولدم بهترین دوستم کنارمه ...خدایا دوجت دالم 

ادامه مطلب  

انتخاب واحد  

فردا ظهر انتخاب واحد دارم....میرم خونه ی دایی که سرعت اینترنتشون خیلی خوبه....
امروز یه نفر بهم پیام داد واسه پروژه ....هفته ی دیگه باید برم اون دستگاه هایی که قراره واسشون برنامه بنویسم رو ببینم....امیدوارم که بشه.....
هفته ی دیگه چهارشنبه به یه کارگاه در مورد پروژه تحقیقاتی دعوت شدم....احتمالا یه روز قبلش برم تهران....
یه کنفرانس دیگه هم دو سه هفته ی دیگه هست که اونم باید برم.......
خدا کنه که اینا رو بتونم انجام بدم.....

ادامه مطلب  

منتظر  

همیشه باید یه اتفاق حتی خیلی خیلی کوچولو باشه که منتظرش باشم
مثلا هفته ی آینده فلان اتفاق قراره بیفته فلانی قراره بیاد فلان جا قراره برم فلان مناسبت رو داریم یا...(هرچیز مثبت دیگه ای)
حالا یه روزایی حس میکنم هیچی نیس یا یه روزایی با اینکه چیزی هست اما دلم میگیره
اون جمله مزخرفه که میگه "خب که چی؟" میاد تو مخم:(
امشب خاله ها اینجا بودن و فردا صبح هم دندون پزشکی
قبل از اینکه اونا بیان منتظر اومدنشون بودم و همه چی خوب بود
حالا فقط یه حس بد دارم نسبت

ادامه مطلب  

lion  

دیشب یهو زدم فیلمای تو لپ تاپمو پاك كردم!!احتمالا دلیلش اینكه دیگه چون اینستا و فیس بوك ندارم كه بخوام دیلتشون كنم :دی
فیلم lion رو دیدم!بعد اونجا كه سارو میره  ملبورن،اصلا كلی اتفاقا اومد تو ذهنم شاید دلیل پاك كردن فیلمام همین باشه!!
دارم واسه جی ار ای و آیلتس میخونم!!خیلی سخته،البته جی ار ای منظورمه!!یه چند روز دیگه اسباب كشی داریم!!بعد ده سال قراره خونمونو عوض كنیم!!اصلا حوصله اسباب كشی ندارم،تو خونه جدید اتاقم كوچیكتره!!تازه خونمون خیلی دور م

ادامه مطلب  

lion  

دیشب یهو زدم فیلمای تو لپ تاپمو پاك كردم!!احتمالا دلیلش اینكه دیگه چون اینستا و فیس بوك ندارم كه بخوام دیلتشون كنم :دی
فیلم lion رو دیدم!بعد اونجا كه سارو میره  ملبورن،اصلا كلی اتفاقا اومد تو ذهنم شاید دلیل پاك كردن فیلمام همین باشه!!
دارم واسه جی ار ای و آیلتس میخونم!!خیلی سخته،البته جی ار ای منظورمه!!یه چند روز دیگه اسباب كشی داریم!!بعد ده سال قراره خونمونو عوض كنیم!!اصلا حوصله اسباب كشی ندارم،تو خونه جدید اتاقم كوچیكتره!!تازه خونمون خیلی دور م

ادامه مطلب  

376  

شبیهِ کودکی پیشِ رفیقاش زمین خورده
درونم بغضِ بی رحمی ست [ اما کم نیاوردم ] :) .
 
 
+ فکر نکردن به خاطرات رو بلد میشیم ، میبینیم همو ، از کنارِ هم ساده رد میشیم‌. 
+ بعدم این که ما که هرچی خواستیم از دنیا کنارمون بمونه‌ ، میگه نیستم ، بعد از این حتی اگه‌ دنیا بخواد با ما بمونه‌ دیگه نیستم ، الان وقتِ جا زدن نیست هرچند‌ . 
+ نمیخوام وسطِ حرف زدن چشمام پر اشک بشه ، واقعا نمیخوام ، اما دستِ خودم نیست ، میشه اینو بپذیرید یه مدت ؟!
+ برای حالِ دلِ ماهم حم

ادامه مطلب  

تفریح  

فعلا فقط تفریح می کنم.....انتخاب واحد نسبتا خوبی انجام دادم ولی هنوز چند تا واحد دیگه رو می خوام....
پروژه تحقیقاتی داره از فاز تئوری داره وارد فاز عملی میشه.....دوشنبه یا سه شنبه میرم تهران....باید یکم کار ها رو سر و سامون بدم....از طرفی پنج شنبه این هفته هم باید برم شرکت واسه ی یه پروژه جدید که قراره با یکی از بچه ها انجامش بدیم....امیدورام که هر دو تا کار به خوبی پیش بره......چهار شنبه هم به یه کارگاه دعوت شدم....
این چند روز هم تصمیم گرفتم بازم تفریح کنم

ادامه مطلب  

 

باید کم کم یاد بگیرم
پاک کردنو
خط زدنو
عکساتو
خاطراتتو
این دو سال زندگیمو
باید یاد بگیرم وابسته نشم
چرا نمیفهمم من یه جا موندنی نیستم؟
باید یاد بگیرم فراموش کنم گذشتمو اگه میخام بسازم آیندمو
خط بزن لعنتی
پاک کن
اصن پاشو همین حالا جمع کن برو
چرا واست مهمه اشکاش؟
چرا مهمه حالش وختی مهم نیس حالت؟
نکنه اونم فقط خودشه که واسه خودش مهمه؟
آخه عوضی اگه اینجوریه پس اونی که شبا حال بدمو با نوازش موهام خوب میکرد کی بود؟
آخه اگه من برم کی دیگه روت غیرتی

ادامه مطلب  

زمینه و شور شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها  

زمینه و شور شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
 
غریبی یعنی زخم روی پلک و ابرویعنی صدای تازیونه روی بازویعنی شکسته پهلوغریبی یعنی دختری سر ببره زیر پرشدعا کنه شاید بازم بمونه مادرشغریبی یعنی مادری تو دل شب کفن بشهیعنی کسی که ناله از جدایی می کشهامون امون از غربت
غریبی یعنی دلشکسته رفتنیعنی دور از وطن با غصه دیده بستنبه خاک و خون نشستنغریب یعنی عاشقی برا دفاع حرم برهغریبی یعنی یک حرم توی محاصرهغریبی یعنی پیکر بی کفن مدافعییعنی بمونه رو زمین ت

ادامه مطلب  

266  

+درگیری با خویشتنِ خویشم همچنان ادامه داره....برای این زندگیِ مزخرفِ لعنتی!
احتیاج ندارم به این نوروزی که تو راهه....نمیخوامش....نمیخوام بیاد....
میخوام همینجوری زمستون بمونه...سرد و یخبندون....همینجوری بمونه مثِ قلبِ خیلیا!
..
+هاردای اینترنالِ کامپیوترو  از رو کیس باز میکنم و باهاش یه خدافظیِ گرم میکنم....به پاس روزا و شبایی که با نتِ دایال آپ حتی....به دنیای اینترنت وصل میشدم! و بخاطر همه ی فیلم دیدنای یواشکیِ خودم!
..
+آی فسقلیِ من که اول شدی تو مساب

ادامه مطلب  

محرمیت...  

شک کرده‌امبه صفحه دوم شناسنامه‌ ام شک کرده‌ام….!این روزها دارم با کسی زندگی می‌کنم انگار ..!!
 
این دوریه خیلی رومون تاثیر گذاشته
دلو به دریا زدیم دیگه
فردا قراره بهم محرم بشیم
اونم دوتایی...
بدون گل و شیرینی
بدون کل کشیدین
بدون دست و رقص
بدون اینکه کسی رو سرمون قند بسابه
بدون اینکه من برم گل بچینم
بدون اینکه برم گلاب بیارم
بدون اینکه عاقد وکیلم بشه
بدون اجازه پدرم
بدون اطلاع هیچکس
بدون اینکه من بگم بله.....
 
قراره من صیغه محرمیتو بخونم و مجید

ادامه مطلب  

محرمیت...  

شک کرده‌امبه صفحه دوم شناسنامه‌ ام شک کرده‌ام….!این روزها دارم با کسی زندگی می‌کنم انگار ..!!
 
این دوریه خیلی رومون تاثیر گذاشته
دلو به دریا زدیم دیگه
فردا قراره بهم محرم بشیم
اونم دوتایی...
بدون گل و شیرینی
بدون کل کشیدین
بدون دست و رقص
بدون اینکه کسی رو سرمون قند بسابه
بدون اینکه من برم گل بچینم
بدون اینکه برم گلاب بیارم
بدون اینکه عاقد وکیلم بشه
بدون اجازه پدرم
بدون اطلاع هیچکس
بدون اینکه من بگم بله.....
 
قراره من صیغه محرمیتو بخونم و مجید

ادامه مطلب  

 

مهمون بازیها تموم شده.
همه رفتن و ما هم اومدیم سر خونه زندگی خودمون.
مامان می خواست یه هفته بمونه ولی شد دو هفته.
مشکل فشار پیدا کرده و اینجا رفت دکتر و ازمایش.
هفته دوم رفتیم کرج و همش مهمون بازی.
من و کارن کیف کردیم ولی کارن حسابی خوابش ریخت بهم.
این سری که کرج بودیم مطمئن تر و مصمم تر شدم واسه برگشتن.
هوا عالی بود و دورمون شلوغ.
از تهران بدم اومده با این وضع هوا من چقدر می تونم این بچه رو تو خونه زندانی کنم؟
با این اوضاع کاری همسر صلاحمون کرج بود

ادامه مطلب  

 

مهمون بازیها تموم شده.
همه رفتن و ما هم اومدیم سر خونه زندگی خودمون.
مامان می خواست یه هفته بمونه ولی شد دو هفته.
مشکل فشار پیدا کرده و اینجا رفت دکتر و ازمایش.
هفته دوم رفتیم کرج و همش مهمون بازی.
من و کارن کیف کردیم ولی کارن حسابی خوابش ریخت بهم.
این سری که کرج بودیم مطمئن تر و مصمم تر شدم واسه برگشتن.
هوا عالی بود و دورمون شلوغ.
از تهران بدم اومده با این وضع هوا من چقدر می تونم این بچه رو تو خونه زندانی کنم؟
با این اوضاع کاری همسر صلاحمون کرج بود

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1